تبلیغات
وبلاگ عباس زمانی لژیون5 کنگره60 شعبه شهرری درمان قطعی اعتیاد... پیشگیری،مهار،درمان اعتیاد... - فوتون از آقای امین دژاکام ...
 
وبلاگ عباس زمانی لژیون5 کنگره60 شعبه شهرری درمان قطعی اعتیاد... پیشگیری،مهار،درمان اعتیاد...
عدالت، معرفت، عمل سالم
درباره وبلاگ


این وبلاگ متعلق به عباس زمانی از لژیون پنجم کنگره 60 شهرری با کمک راهنمایی آقای علیرضا قربانی و مدیریت عباس زمانی در جهت آگاهی و برنامه درمان اعتیاد با روش dst (کاهش تدریجی)و کاملا رایگان می باشد که برنامه ها و دروس تدریسی کنگره60 در لژیون پنجم است؛ آدرس:شهرری، سه راه ورامین،روبروی ابن بابویه ،جنب مکانیکی
مدیریت وبلاگ؛ عباس زمانی 09124032769 و علیرضا قربانی09125805617
پذیرش روزهای فرد ساعت 17 الی20

مدیر وبلاگ : مدیریت وبلاگ: عباس زمانی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
homesplash

فوتون با استادی آقای امین دژاکام

موضوع اصلی بحث جلسه قبل مربوط به ظرفیت بود. برای ساخته شدن ظرفیت اگر تغییرات جزئی باشد وجود انسان مانند زمین است و تفکرات و دانش و اندیشه او مانند بناست. این بنا می تواند کوچک و یک طبقه باشد ، می تواند کلبه باشد و یا ساختمانی عظیم باشد با امکانات زیاد. بنای هر انسان بستگی به ظرفیت و شخصیت انسان دارد. اگر تغییرات سطحی و در حد تنوع باشد مانند تغییر رنگ اتاق یا گردش رفتن و … خیلی سخت نیست و نتیجه آن سریع به دست می آید. در واقع با مقداری سختی می توانیم نتیجه را دریافت کنیم.

زمانیکه تغییرات بیشتر باشد یعنی ما بخواهیم از فضای داشته بهتر استفاده کنیم یا فضا را از نظر ساختار تجدید کنیم مانند اینکه دیوار کاذب بسازیم ، اتاق به وجود آوریم یا … ممکن است یک یا دو ماه طول بکشد که در این صورت نسبت به مرحله قبل سختی بیشتری وارد می شود. می توان آموختن زبان دیگر را نیز مثال زد.


Afbeeldingsresultaat voor ‫عکسهای نور و فوتون‬‎

ممکن است در ساختمانی به اندازه 12 نفر اتاق باشد و ما با تغییری اتاق اضافه کرده و 15 نفر دارای اتاق می شوند و  به این ترتیب همه افراد دارای اتاق خواهد شد. اما ممکن است شرایطی به وجود آید که باید به اندازه 500 نفر اتاق لازم باشد. در این شرایط هرچه دیوار ساخته شود نمی توان 500 اتاق داشت و نهایتا 20 نفر دارای اتاق خواهند شد. در این قسمت باید ساختار منهدم شود و ساختاری جدید به وجود آید.

زمانی که هواپیما به وجود آمد بسیار ضعیف بود ، موتوری ضعیف با ظرفیت کم داشت و بیش از 200 الی 300 کیلو بار را نمی توانست حمل کند سپس به نقطه ای رسید که 400 تن را توانست حمل کند. وقتی به این مراحل نگاه می کنیم متوجه می شویم چند ساختار منهدم شدند تا به ساختاری بزرگ رسیده است.

انسان هایی که کارهای بزرگی انجام داده اند و توانایی های زیادی داشته اند نیز انسان بوده اند اما تفاوت آنها در این است که ساختارهای زیادی را پشت سر گذاشته اند. یعنی ساختار آنها در ابتدا بسیار ابتدایی بوده سپس مرحله ای بعد و سپس مرحله ای بعد.

در تزکیه و پالایش هر انسانی شکسته شدن ساختار دردناک ترین مرحله می باشد. وقتی شما هواپیمایی دارید که 20 تن را جابجا می کند ، کار شما را راه می اندازد و مشکلات شما را حل می کند ولی زمانی که ساختار را از هم متلاشی می کنید دیگر هیچ چیزی ندارید و هیچ کاری نمی توانید انجام دهید. مجبور هستید خیلی از کارها را خود انجام دهید و امکاناتی که وجود داشت از شما گرفته می شود. هر انسانی حاضر نیست این مرحله را انجام دهد و با این قضیه روبرو شود و با خود می گوید : ” تمام چیزهایی که دارد را از دست بدهم یا توانایی های خود را از دست بدهم و مستقیما وارد جهنم شوم ، دوستان و احساسات خود را از دست بدهم ” به دلیل سخت بودن ، عده ای اندک این را می پذیرند و همان عده اندک سال های سال طول میکشد تا ساختاری جدید به وجود آورند.

ساختار جدید برابر است با توانایی جدید ، قدرت جدید ، حافظه جدید ، استعداد جدید ، چیزی که قبلا در آن شخص وجود نداشته است. مثلا شخصی در گذشته نمی توانست خطی صاف رسم نماید اما بعد ها تبدیل به نقاشی بزرگ می شود چون این مراحل را پشت سر گذاشته است.



یکی از شکسته شدن ساختارها رفتن در اعتیاد است. بیماری اعتیاد از حالت هایی است که ساختارهای شخص را کاملا از بین می برد و منهدم می کند. کسانی که بیمار اعتیاد شدند آن پذیرفته اند و می توانستند آن را قبول نکنند ، می توانستند مسیر زندگی دیگری را انتخاب نمایند اما قبول کردن آنها و اینکه این دشواری را تجربه می نمایند ، از طرفی دشواری و درد است و از طرفی فرصت و امکانی است تا شخص بتواند ساختار جدیدی را با روش  DST به وجود آورد.

روش درمانی DST متدی بود که امکان به وجود آمدن ساختار جدید را در عمق بیماری اعتیاد و تاریکی فراهم نمود و قبل از آن چنین چیزی وجود نداشت. به همین دلیل هر فردی ساختار خود را از دست داده و وارد دنیای اعتیاد شده بود ، مالباخته ای واقعی بود چراکه هر آنچه داشته را از دست داده و راه خروج و ساختن بنای جدید وجود نداشت.


Afbeeldingsresultaat voor ‫عکسهای نور و فوتون‬‎

کسانی که به درمان می رسند توانایی هایی را در خود می بینند و آنقدر توانایی آنها بزرگ و بارز است که قابل رویت است و در قبل وجود نداشته است.

اصل قضیه این است که تمام انسان ها در آفرینش یکسان هستند و تمام آنها فلز یکسانی دارند. همه انسان ها تمام عناصر و ساختارها را در آفرینش خود دارند اما شخصی آگاهی اندکی دارد و مس را انتخاب می کند. اولین عنصری که پیدا شد و توسط آن صلاحی ساخته شده مس بود چون آهن را پیدا نکرده بودند و نمی توانستند آن را پیدا کنند. به دلیل اینکه نمی توانستند دمایی را به وجود آورند تا آهن را از سنگ آهن جدا نمایند و مس در دمای کمتری ذوب می شد. در قدیم صلاح مصری ها مس بود و زمانی که آشور به صلاح آهن دست یافت در جنگ ها همیشه پیروز بود چرا که در ضربه های وارد شده صلاح مس می شکست و این ماجرا در سینوهه کاملا بیان شده است.

تکامل بشر نیز اینگونه است. زمانی که انسان جلوتر می رود مس را کنار گذاشته و آهن را انتخاب می نماید ، سپس نقره و … تمام اینها وجود دارد چون انسان جهانی فشرده است و جهان اصغر است. مانند کره زمین تمام عناصر را در خود دارد اما درجه ای که تغییر می کند و درجه تکاملی ، او را به ساختار نیرومندتر یا فلز کامل تر هدایت می کند.

در نتیجه به گونه ای نیست که بگوییم فلز فردی از زر است و فلز فردی از آهن بلکه یکی آهن را برگزیده و دیگری طلا ر انتخاب نموده است. اگر اینگونه نگاه کنیم هیچ تفاوتی از نظر آفرینش در انسان وجود ندارد. همچنین در گذشته گفته شد بیماری کبر نیز از جایی به وجود می آید که شخص تصور می کرد از فلز پلاتین یا طلای ناب ساخته شده است و بقیه انسان ها از چیز پایین تری ساخته شده اند. کسی که چنین تفکری را داشته باشد هزاران بیماری دیگر در کنار آن به وجود می آمد مانند وسواس.


مطلب دیگر این بود ، انسان می تواند ساختار خود را منهدم کند و به ساختاری جدید دست یابد اما قوانین انتخاب وجود دارد. قوانین انتخاب ، از انتقال الکترون ها در ترازهای اتمی الگو برداری شده بود. یعنی زمانی که الکترونی بخواهد از مداری به مدار دیگر جهش داشته باشد باید یک فوتون به آن تابیده شود و فوتون توسط آن الکترون دریافت شود سپس با پرشی به مدار دیگر صعود کند. اگر هم بخواهد از مدار بالاتر به مدار پایین تر بیاید باید الکترون یا فوتونی از دست بدهد و در مدار پایین تر سقوط کند و برای جهش باید نوری دریافت نماید. در نتیجه یا باید نوری از دست بدهد و یا نوری دریافت کند.

انسان نیز همانگونه است و همان ذرات در انسان صادق است. از نظر خصوصیاتی الکترون ها شبیه به انسان ها رفتار می کنند. جهش امکان پذیر است اما نمی توان از هر ترازی به ترازی دیگر رفت. مثلا نمی توان از مس به نقره رفت اما می توان از آهن به نقره رفت. باید ابتدا ساختار آن خرد شود و به آهن برود سپس از آهن خرد شده به نقره برود. بعضی به این تغییر ، گذارهای مجاز و گذارهای ممنوع یا غیرمجاز می گویند.

اگر انسان در وضعیت آموزش درست و شرایط درست قرار داشته باشد یعنی حالت او طبیعی باشد ، به صورت ناخوداگاه جهش های مجاز را انتخاب می نماید. یعنی می خواهد از ترازی به ترازی درست برود. اما اگر در وضعیت عدم تعادل از لحاظ جسمی و روان و جهانبینی باشد ، ناخوداگاه به سمت ترازهای غیرمجاز می رود. مثلا فردی از زیست شناسی چیزی نمی داند و علاقه و شناختی در او دیده نمی شود اما با دیدن اینکه شخصی در این زمینه جایزه نوبل دریافت نموده است ، هوس می کند جایزه نوبل بگیرد و زیست شناس شود. او می خواهد از ساختار خود به ساختاری دیگر جهش پیدا کند در صورتی که برای او مجاز نیست چراکه خیلی مسائل در او به وجود نیامده است. او به سمت ساختار جدید حرکت می کند اما به نتیجه ای نخواهد رسید ، او تلاش می کند اما بعد از چند سال که پیش رفت مسئله را رها می نماید چون به سمت گذار غیر مجاز حرکت کرده است. انسانی که در حالت طبیعی و تعادل باشد می داند چه چیزی برای او مفید است و آنچه برای او خوب و درست است را انتخاب می نماید.

برای انسان بی تعادل می توان فردی را مثال زد که بیماری اعتیاد دارد. وقتی فرد بیمار مصرف کند هرکاری برای او ممکن است و از هر ترازی به هر ترازی خواهد رفت. او نشئه شده و می گوید من در مدت چند ماه فلان کار را انجام خواهم داد. همه چیز برای او ممکن و هر کاری برای او مجاز است. این مسئله نشان دهنده وضعیت خراب اوست چرا که هر چیزی را مجاز می داند. وقتی شخص به سمت تعادل و درمان در حرکت است ، این مسائل در او هضم خواهد شد. مثلا به او می گویند فلان چیز را می خواهی یا فلان کار را انجام می دهی ؟ او در جواب می گوید خیر باید کاری را انجام دهم که به طبیعت من نزدیک باشد و هدف من باشد. او از هر چیزی استقبال نمی کند.

فرد دانا هر چیزی را قبول نمی نماید ولی فرد نادان هر مسئولیتی را خواهد پذیرفت. یکی از نشانه های تعادل داشتن و تعادل نداشتن انسان انتخاب های مجاز و غیرمجاز می باشد. این مسائل بسیار مهم می باشند و شخص باید ابتدا به درمان برسد. به همین دلیل می گویند حرکت های بزرگ انجام دادن و انتخاب های بزرگ داشتن ، مانند شراکت ، ازدواج و تصمیم گیری های مهم برای زندگی در طول سفر اول مجاز نمی باشد چون شخص باید ابتدا به تعادل برسد تا بتواند ترازهایی مجاز را انتخاب کند و به سمت آنها برود. ممکن است لازم باشد از مشورت دیگران نیز استفاده نماید.

شاید برخی ندانند غیرمجاز چیست و از کجا به وجود می آید؟ غیرمجاز یعنی اینکه فلان حرکت با شما مطابقت ندارد. مثلا این شغل با شما سازگار نیست چون برایتان مفید نیست ، اگر برای شما اتفاق بیفتد در ساختار شما تخریب ایجاد خواهد کرد و انفجار حس به وجود خواهد آورد. بنابراین هر چیزی که انفجار حس به وجود آورد برای انسان مجاز نیست.

اگر انسان این مسئله را بداند متوجه خواهد شد که چرا خیلی از چیزهایی که با تمام وجود می خواهد برای او اتفاق نمی افتد. وقتی حسرت چیزهایی که دیگران دارند را می خورید بخشی از انرزی شما صرف خواهد شد.

وقتی انسان تشنگی بسیار شدید داشته باشد ، خوشمزه ترین غذاها برای او قابل استفاده نیست. خیلی از چیزها هست که بدن و صور پنهان انسان به آن نیاز دارد اما ما این احتیاج را نمی بینیم یا فکر میکنیم چیزی دیگر می خواهد. این بازی انرژی است. هر چیزی که انرژی بیشتری داشته باشد انسان طالب آن خواهد بود.


Afbeeldingsresultaat voor ‫عکسهای نور و فوتون‬‎

دوستان واقعی انسان کسانی هستند که از جنس آدمند. زمانی که شخص در فقر است او را دوست دارند ، وقتی در بیماری است او را دوست دارند ، وقتی در رنج است او را دوست دارند ، در شهرت ، ثروت و … او را دوست دارند و برای آنها فرقی نمی کند چگونه باشد چون از جنس او هستند. مثلا شخصی بسیار معروف می شود و افراد زیادی اطراف او را می گیرند. بسیاری از این افراد به خاطر انرژی و میدان انرژی که در آن شخص به وجود آمده است جذب او می شوند و پیوند آنها از جنس جاذبه است. پیوند آنها از جنس عشق و محبت نیست. بعد از مدتی فرد معروف فیلمی معمولی بازی کرده و دیگر اثری از او نیست. این فریبی است که همه انسان ها می خورند و جذب میدان انرژی که ممکن است موقتی باشد می شوند. این جذب می تواند به سمت انسان باشد یا اشیا ، شغل ، مرد یا زنی زیبا و هر چیز دیگری.

جاذبه هاست که انسان را به سمت خود جذب می نماید. این مسئله باعث می شود که انتخاب ها و گذارهای غیرمجاز پسندیده شوند. اینگونه است که افراد گذار غیرمجاز را برای خود برمی گزینند. گزار غیر مجاز بر اساس جاذبه انرژی به وجود می آید نه بر اساس ماهیت ساختار.

ماهیت ساختار گذارهای مجاز را به وجود می آورد ولی میدان انرژی جاذبه هایی است که انسان را جذب خود می نماید و باعث می شود انسان انتخاب اشتباه داشته باشد. در این مواقع باید چه کاری انجام داد؟ باید صبر کرد چون حسی ناگهانی در انسان به وجود می آید.

مثلا گوشی همراهی جدید را در نظر بگیرید. چه چیزی باعث می شود دیگران جذب آن شوند ؟ چیز جدید توجه انسان ها را به خود جلب می نماید ، زمانی که توجه انسان ها به گوشی جدید جلب شد ، میدان انرژی آن در صور پنهان رشد می نماید. وقتی رشد نمود مغناطیسی بسیار قوی خواهد شد و همه را به سمت خود خواهد کشید. بعد از مدتی چیز جدید دیگری به بازار می آید و توجه انسان ها را به خود جلب خواهد نمود. میدان انرژی اطراف آن شروع به کوچک شدن خواهند شد. قیمت اشیا نیز اینگونه تعیین خواهد شد. مثلا در ایران ماشینی عرضه می شود با قیمت 15 میلیون تومان ، زمانیکه افراد از ماشین استقبال می کنند قیمت آن دوبرابر می شود. این قیمت توهمی بوده و واقعی نمی باشد. این اشکال است و نباید اینگونه باشد.

اگر در سیستمی ، انتخاب انسان ها بر اساس میدان انرژی و گزارها غیرمجاز باشند. اجسام ، اشیا ، ارتباطات و … بر اساس قیمت های غیرواقعی تعیین می شود. مثلا فرد می خواهد زن بگیرد پنج هزار سکه می دهد در صورتی که شاید صد سکه داشته باشد. این مسائل در دوست داشتن نیز می تواند باشد.

اگر انسان جذب میدان انرژی شود ، حاضر است بهایی پرداخت کند که به هیچ وجه واقعی نیست. افرادی که جذب میدان انرژی می شوند هم خود را تخریب می نمایند و هم به کسانی که جذب می شوند آسیب می رسانند چون پیوند آنها بر اساس تراکم انرژی است نه بر اساس هم فاز بودن و محبت و همجنس بودن.

محبت باید علاوه بر جاذبه سایه و حس را دارا باشد. جذب شدن بر اساس میدان انرژی تنها جاذبه خواهد بود. اگر فردی چنین ویژگی را در خود می بیند باید آن را اصلاح نماید چراکه بعدها باعث اسارت او شده و توانایی ها و نیروهای شخص را می گیرد و اختلالاتی برای او ایجاد می نماید.

باید بدانیم گذارها را چگونه انتخاب نماییم. افراد بزرگ و دانشمندان هیچ گاه به دنبال مد نبوده اند چون بر اساس جنس مسائل و اشیا و وقایع به سمت آنها می روند. کسانی که بر اساس میدان انرژی موقتی حرکت می کنند تابع مد می شوند ، اگر همه موی خود را به حالت کج درست کنند آنها هم موی خود را به آن حالت درست می کنند. پوشش ، خرید ماشین و هرچیزی در آنها تابع مد است و نمی توانند از مد فرار کنند چون میدان های انرژی آنها را به سمت خود جذب می نمایند. این مسائل ممکن است در سفر دوم وجود داشته باشد و باید بتوانید از آنها جدا شوید تا در مسیر قرار بگیرید.

وقت و انرژی ما محدود می باشد. اگر مثلا 60% آنها صرف مد شود چیزی باقی نخواهد ماند. مد همیشه وجود خواهد داشت. خوب لباس پوشیدن مانعی ندارد ولی نه برای چیزی که دیگران آن را تایید نمایند. گزارهای غیرمجار اجازه نمی دهند انسان راحت باشد.

پرسش و پاسخ:

افرادی که حساسیت های شدید دارند دچار نوعی وسواس هستند. منشا اصلی این حساسیت کبر می باشد. تصور اصلی و تفکر قالبی که ممکن است شخص به آن آگاهی نداشته باشد. چنین فردی خود را تافته جدا بافته می داند و این مسئله زمینه های مختلفی دارد. ممکن است فردی بیماری کبرش در چهره باشد و فردی در هنر ، فردی در تجارت و فرد دیگر در موسیقی. من پیشنهاد می کنم افراد دچار این حساسیت سی دی های کبر و قیاس را گوش کنند ، شاید سی دی قضاوت نیز به آنها کمک نماید. این اشخاص باید متوجه شوند که از کجا ضربه می خورند. در درمان تدریجی اینگونه نیست که ما بدی ها را کم کنیم ، ما خوبی را زیاد می کنیم بدی خود کم خواهد شد. افراد حساس مطمئنا نبوغ خاصی دارند اما هنوز آن را نیافته اند.





نوع مطلب : مطالب علمی مرتبط، موضوعات تدریسی، 
برچسب ها : کنگره، فوتون، لژیون5، عباس زمانی، شهرری،
لینک های مرتبط :

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.